X
تبلیغات
رایتل

مقاله سرا

این وبلاگ حاوی مقاله های بسیار کاربردی میباشد امیدواریم نهایت استفاده از آنها را ببرید
چهارشنبه 30 اسفند 1391

کودتای ننگین 28 مرداد

لحظه به لحظه با کودتای ننگین 28 مرداد 1332

 چند ماه پس از کودتای 28 مرداد دکتر دانلد. ان. ویلبر مأمور ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا و یکی از طراحان و فعالان اصلی کودتا جزوه ای به نام « سرنگونی مصدق، نخست وزیر ایران» تهیه کرد که در آن ضمن بیان چگونگی شکل گیری پروژه کودتا به نام پروژه آژاکس، به شرح رویدادهایی پرداخته است که منجر به سرنگونی دکتر محمد مصدق شد.

کودتای 28 مرداد 32 در ایران نخستین کودتایی بود که دولت آمریکا توانست از آن طریق، دولتی را سرنگون سازد.

جزوه « ویلبر» تا سال 2000 جزو اسناد محرمانه سازمان سیا تلقی می شد و انتشار نیافته بود ولی در ماه ژوئن آن سال در اختیار روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفت و منتشر شد. این جزوه از گزارش های نادری است که درباره کودتای 28 مرداد از زبان یک دست اندرکار کودتا نوشته شده و در آن جزییات عملیات آن روز آمده است. در اینجا خلاصه ای از مطالب گزارش دکتر دانلد . ان . ویلبر را می خوانید:

نطفه کودتا از زمستان سال 1331 با دیدار مقامات امنیتی - اطلاعاتی بریتانیا با مقامات بخش خاور نزدیک و آفریقای سیا در واشنگتن بسته شد.

کرمیت روزولت رییس بخش خاور نزدیک و آفریقای سازمان سیا نیز در این دیدار شرکت داشت. در 16 فروردین 32 رییس سیا بودجه ای یک میلیون دلاری به ستاد سیا در تهران اختصاص داد تا هر طور که لازم باشد برای سرنگونی مصدق خرج کند.

به « هندرسون» سفیر آمریکا و « راجر گویران» رییس ستاد سیا در تهران اختیار تام داده شد تا بدون نیاز به مجوز اضافی همه این یک میلیون دلار را به مصرف برسانند. در اردیبهشت 32 ویلبر مشاور مخفی ان ای ا ، بخش خاور نزدیک و آفریقای سیا مأموریت یافت تا در همکاری نزدیک با سازمان ضد جاسوسی بریتانیا ( اس آ اس) نقشه سرنگونی مصدق را بریزد.

ستاد سیا در تهران بر این عقیده بود که شاه قاطعانه علیه مصدق وارد صحنه نخواهد شد. توافق شد که ستاد سیا در تهران با تبلیغات « خاکستری» سیاست جدید خود را در حمله به دکتر مصدق شروع کند. ستاد سیا در تهران این خط را به عوامل خود و از طریق سازمان ضد جاسوسی بریتانیا ( اس آ اس ) به برادران رشیدیان انتقال داد. از بخش طراحی و هنری سیا در تهران خواسته شد تا مقدار زیادی کاریکاتور ضد مصدقی تهیه کند.

در 20 خرداد 32 همه آنهایی که در شکل گیری طرح کودتا شرکت داشتند وارد بیروت شدند. از جمله کرمیت روزولت رییس کل پروژه و راجر گویران رییس ستاد سیا در تهران و ویلبر. در 26 خرداد جلسه دیگری در لندن تشکیل شد و تصمیم نهایی گرفته شد.

در پایان تیر ماه 32 ژنرال شوارتسکف که از سالهای 21 تا 27 ریاست هیأت نظامی آمریکا در ژاندارمری ایران را به عهده داشت و دوستی و احترامی بین او و شاه به وجود آمده بود مأموریت یافت تا با سفر به ایران سه سند را به امضای او برساند: یک فرمان به نام زاهدی در مقام رییس ستاد، نامه ای حاکی از اعتماد وی به زاهدی تا بتوان به اتکای آن به نام شاه از طریق اسدالله رشیدیان افسران ارتش را برای طرح براندازی جلب کرد و بالاخره فرمانی خطاب به همه صفوف ارتش تا از رییس قانونی ستاد وی حمایت کنند.

در اوایل مرداد ماه یک کارزار تبلیغاتی و برنامه ریزی شده به نفع شاه و علیه مصدق در آذربایجان به راه افتاد. در 4 مرداد 32 روزولت و شوارتسکف در تهران بودند. با ورود روزولت به تهران، به عنوان بخشی از جنگ روانی تصمیم گرفته شد که از میزان تماس نزدیک بین مقامات بلند پایه آمریکا و دولت مصدق کاسته شود.

در روز 6 مرداد جان فاستر دالس، وزیر خارجه آمریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی که به پیشنهاد سیا انجام گرفت گفت فعالیت های روز افزون حزب کمونیست غیر قانونی در ایران و مدارای دولت مصدق با آن مایه نگرانی دولت ماست، این وضعیت اعطای کمک های مالی به ایران را با دشواری روبه رو می سازد.

در 10 مرداد شوارتسکوف توانست با شاه دیداری طولانی داشته باشد. در این دیدار شاه تأکید کرد که اگر مصدق همه پرسی را اجرا و مجلس را منحل کند آنگاه وی طبق قانون اساسی اختیار تام دارد که مصدق را برکنار کند و نخست وزیر منتخب خود را به جای وی بنشاند.

در این زمان توجه مصدق به مجلس معطوف بود. یعنی جایی که ظاهرا مخالفت ها سخت تر می شد. وی در 23 تیر نمایندگان طرفدار دولت را تشویق به استعفا کرد. شماری از نمایندگان بی طرف و مخالفان کم جرئت مصدق نیز به دیگران تأسی کردند و شمار مستعفیان به 28 تن رسید. ستاد مرکزی سیا مصرانه می خواست که نمایندگان ضد مصدق برای حفظ کرسی نمایندگی خود تشویق شوند و در مجلس بست بنشینند.

قرار شد زمینه سازی شود تا نمایندگانی که استعفا نداده بودند خودشان مجلس را به عنوان نهادی قانونی تشکیل دهند. این موضوع باعث شد که مصدق بیشتر در انحلال مجلس مصر شود. وی اعلام همه پرسی کرد و از مردم خواست به انحلال مجلس رأی آری یا نه بدهند. همه پرسی در 13 مرداد در سراسر کشور انجام و گزارش شد که دو میلیون نفر به همه پرسی رای مثبت داده اند و فقط چند صد نفر رای نداده اند.

بیانیه های آیت الله کاشانی در این روزها تأکید بر غیر قانونی بودن همه پرسی داشت. در روز 12 مرداد رشیدیان جزییات عملیات را به شاه گفته بود. در همین روز روزولت دیداری طولانی و بی نتیجه با شاه داشت. در روز 17 مرداد روزولت بار دیگر شاه را دید و کوشید بر تردید او فایق آید. شاه موافقت کرد شفاها به افسران برای عملیات دلگرمی بدهد. 20 مرداد سرهنگ حسن اخوی با شاه ملاقات و فهرست افسرانی را که آماده اند با فرمان شاه دست به عملیات بزنند به او داد. شاه دوباره تأکید کرد که گرچه با این عملیات موافق است اما پای هیچ ورقه ای را امضا نخواهد کرد. اخوی به این تصمیم اعتراض کرد و به دنبال رشیدیان فرستاد.

رشیدیان پیامی از روزولت برای شاه آورد که وی با بیزاری کامل ایران را ترک خواهد کرد مگر آنکه شاه ظرف چند روز آینده دست به کار شود. سرانجام شاه گفت که اوراق را امضا می کند و زاهدی را می بیند و سپس به رامسر می رود.

رشیدیان و روزولت به این نتیجه رسیدند که دو فرمان سلطنتی وجود داشته باشد یکی فرمان برکناری مصدق و دیگری فرمان انتصاب زاهدی به نخست وزیری. رشیدیان و بهبودی سرپرست کارکنان دربار که یکی از مأموران با سابقه بریتانیا بود متن فرمان ها را آماده کردند.

روز 21 مرداد سرهنگ نعمت الله نصیری فرمانده گارد شاهنشاهی متن فرمان ها را برای امضا به رامسر برد. به گفته نصیری، سرانجام ثریا شاه را راضی به امضای فرمان ها کرد.

بر اساس بیانیه تیمسار محمد تقی ریاحی ریاست ستاد ارتش که طرفدار مصدق بود، او در ساعت 5 بعد از ظهر 24 مرداد، از جزییات توطئه آگاه شده بود. ساعت 11 شب ریاحی معاون خود تیمسار کیانی را به باغ شاه فرستاد. در باغ شاه سرهنگ نصیری که پیشتر به آنجا رسیده بود به همراه افسران طرفدار شاه، کیانی را دستگیر کرد. در همین ساعات تعدادی کامیون پر از سربازان طرفدار شاه به دستگیری افراد پرداختند. به نظر می رسد ریاحی توانسته بود قبل از نیمه شب دسته هایی از سربازان را به نقاط حساسی که امکان حمله به آنها می رفت گسیل کند.

اینکه چه حادثه یا چه واکنشی از سوی ریاحی و دیگر نظامیان طرفدار مصدق روی داد که موجب ضعف افسران طرفدار زاهدی در انجام وظایف خود شد، به درستی معلوم نیست. با این حال معلوم شد که تیمسار باتمانقلیج رییس ستاد زاهدی ترسید و پنهان شد. بی تردید این کار و همچنین خبر دستگیری کیانی که به سرعت در همه جا پراکنده شد تأثیر چشمگیری در تضعیف روحیه ها آن هم در لحظات حساس داشت. صبح روز 25 مرداد تیمسار باتمانقلیج دستگیر شد و تیمسار آبان فرزانگان از مأموران ارشد ستاد سیا در تهران به این ستاد پناه آورد.

در سحرگاه 25 مرداد رادیو تهران بیانیه ویژه دولت را پخش کرد که در آن از انجام کودتای شب پیش یاد شده بود. ستاد سیا در تهران با این وظیفه رو به رو شد که طرح را از شکست کامل نجات دهد و به سرعت تصمیمات مهمی اتخاذ کند. چندی نگذشت که خبر رسید شاه گریخته است.

روزنامه « شجاعت» که به جای روزنامه اصلی حزب توده « بسوی آینده » منتشر می شد، از 22 مرداد وقوع یک کودتا را پیش بینی کرده بود. این روزنامه همچنین خبر داده بود که مصدق روز 23 مرداد از آن با خبر شده بود. حزب توده از نقشه کودتا مطلع بود ولی چگونگی آن معلوم نیست. ظهر 25 مرداد رادیو برنامه کوتاهی از دکتر مصدق پخش کرد که در آن گفته می شد بر اساس اراده ملی که از طریق همه پرسی ابراز شد مجلس هفدهم منحل و انتخابات مجلس هجدهم بزودی برگزار می شود.

حوالی ساعت 4 عصر دو تن از مقامات ارشد سفارت امید خود را از دست داده بودند ولی روزولت هنوز شانس کمی برای موفقیت قایل بود به شرط آنکه شاه که به بغداد گریخته بود، پیامی می فرستاد و زاهدی در موضع تهاجمی قرار می گرفت. ستاد سیا در تهران پیش نویس پیامی را که می بایست شاه قرائت کند آماده کرد. صبح 26 مرداد خبر بیانیه ای که شاه از بغداد فرستاده بود از رادیوهای خارج پخش شد.

در این پیام شاه گفت که فرمان هایی مبنی بر عزل مصدق و انتصاب زاهدی به نخست وزیری صادر کرده است و افزود که از سلطنت کناره گیری نکرده و به وفاداری مردم ایران اعتماد دارد. غروب روز 26 مرداد پرکارترین و فرساینده ترین زمان برای ستاد سیا در تهران بود. تصمیم گرفته شد که عملیاتی برای روز چهارشنبه 28 مرداد انجام گیرد.

در همین روز پیامی به ستاد تهران رسید که در آن گفته شده بود بهتر است روزولت به خاطر مسایل امنیتی هر چه زودتر تهران را ترک کند و از شکست طرح اظهار نارضایتی شده بود.

صبح روز 27 مرداد شاه بغداد را با یک فروند هواپیمای تجاری به سوی رم ترک کرد. ساعت ده و نیم صبح روز 27 مرداد تیمسار ریاحی رییس ستاد ارتش با افسران عالی رتبه ارتش در تالار سخنرانی دانشگاه جنگ ملاقات کرد و برنامه شورش را برای آنها خواند و تأکید کرد که ارتش باید به دولت وفادار باشد.

دفتر اس آی اس در نیکوزیا از لندن خواست که شاه را تحت فشار بگذارد که برای زیارت عتبات عالیات به عراق باز گردد تا با روحانیون آنجا در تماس مستقیم باشد. جنگ تبلیغاتی کیوانی و جلیلی از مأموران سیا در تروریست جلوه دادن حزب توده به اوج خود رسید.

در شب 28 مرداد دستجات بظاهر توده ای را به خیابانها گسیل داشتند. این دسته ها مأموریت داشتند که در خیابان های لاله زار و امیریه هر مغازه ای را که به دستشان رسید غارت کنند و درهم بشکنند و نشان دهند که این کارها کار اعضای حزب توده است.

قبل از ساعت 9 صبح روز 28 مرداد گروههای طرفدار شاه در منطقه بازار گرد آمدند. اعضای این گروهها نه تنها انتخاب خود را بین شاه و مصدق کرده بودند بلکه تحت تأثیر حرکات روز گذشته منتسب به حزب توده به اندازه کافی تحریک شده و آماده اقدام بودند. این جماعت فقط به یک رهبری احتیاج داشتند. جلیلی که یک گروه را در پیشروی به سوی مجلس همراهی می کرد، در سر راه خود به روزنامه « باختر امروز» که متعلق به حسین فاطمی، وزیر خارجه بود حمله کرد.

این روزنامه را که در روزهای 26 و 27 مرداد خضمانه ترین حملات را به شاه کرده بود، به تحریک او آتش زدند و تقریبا درهمان ساعت ها فرد دیگری به نام افشار گروههای دیگری را به سوی روزنامه های توده ای هدایت کرد که همه آنها منهدم شدند

خبر اینکه رویدادهای کاملا تکان دهنده در حال وقوع است به سرعت سطح وسیعی از شهر را در نوردید. دستوراتی به جلیلی و کیوانی داده شد تا بکوشند نیروهای امنیتی را در کنار تظاهر کنندگان قرار دهند و به سوی رادیو بروند و آن را تصرف کنند. اینکه تا چه اندازه فعالیت های بعدی حاصل تلاش های مشخص مأمورین ما بود هرگز معلوم نمی شود.

تا ساعت ده و پانزده دقیقه صبح، کامیون های حامل نیروهای نظامی طرفدار شاه در میدان های اصلی شهر مستقر شده بودند. گروههای بزرگ و کوچک چوب و سنگ به دست در میدان سپه به یکدیگر پیوستند و به سوی شمال و مرکز شهر پیش رفتند. حدود ظهر پنج تانک و بیست کامیون سرباز به این جمعیت پیوستند.

حدود ساعت 10 صبح تیمسار ریاحی به مصدق اطلاع داد که ارتش دیگر تحت فرمان او نیست و تقاضای کمک کرد. سرهنگ ممتاز تنها توانسته بود یک گردان فراهم آورد که آن را در اطراف خانه مصدق مستقر ساخت. سلطنت طلبان با به دست آوردن و تصرف تجهیزات مهم این امکان را به دست آوردند تا سیل تلگرام و پیام راهی شهرستانها شود و مردم را به قیام به طرفداری از شاه تشویق کنند.

جلیلی مأمور ستاد سیا جمعیتی را در خیابان فروسی تشویق کرد تا به ساختمان دژبان مرکز بروند و باتمانقلیج و نصیری را آزاد کنند. این دو آزاد شدند و نگهبانان مقاومتی نکردند. در همین زمان مأمور دیگر ستاد سیا تیمسار قدس نخعی با اتومبیل خود به گشت زنی در شهر پرداخت و کوشید اعضای گارد سلطنتی را که بعداً در حمله به خانه مصدق شرکت کردند، جمع آوری کند.

ایستگاه رادیو در ساعت های اول بعد از ظهر به تصرف در آمد و خبر پیروزی سلطنت طلبان با متن فرمان شاه از رادیو پخش شد. در ساعت 5 و 25 دقیقه بعد از ظهر زاهدی از رادیو صحبت کرد. ستاد مرکزی ارتش در ساعات آخر بعد از ظهر تسلیم شد.

قبل از ساعت 7 شب خانه مصدق تصرف و به ویرانه ای تبدیل شد. وسایل موجود در آن به خیابانها برده شد و به رهگذران فروخته شد. توده ای های شناخته شده تحت تعقیب قرار گرفتند ومغازه های هواداران آنها غارت شد. باتمانقلیج رییس ستاد ارتش شد. فرزانگان حامیان شناخته شده پروژه آژاکس را به فرماندهی واحدهای تهران گماشت. این واحدها هدف های کلیدی نظامی را تصرف کردند و طبق لیست به بازداشت افراد پرداختند.

کودتا موفق شده بود.


Print this article

آیت الله کاشانی از پیش تا پس از کودتا

نگاهی به سیر حضور آیت الله کاشانی در نهضت ملی شدن نفت و حوادث پس از کودتا

مقدمه

آنچه در این مقال می آید پرداختن به تحلیل مشروطه یا انقلاب اسلامی نیست. نویسنده تنها قصد دارد نقش آیت الله کاشانی در جنبش و بخصوص از جریان واقعه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به بعد بیان کند.

در آن زمان ۳ دسته روحانی وجود داشتند. دسته اول به رهبری آیت الله بروجردی (مرجع بزرگ شیعیان و ساکن در قم) بودند. این دسته با حکومت مصدق کاری نداشتند و چون اسلام و تشیع را به محمد رضا شاه مدیون می دانستند او را قبول داشتند و دعاگوی ذات ملوکانه بودند که به اسلام عمل می کند و حوزه های علمیه را آزاد گذاشته است. اوج این احساسات مربوط به زمانی میشود که شاه به رم فرار کرده است. آیت الله بروجردی بالا ترین مرجع تقلید زمان در تلگرافی به شاه چنین مینویسد:
"بیایید که تشیع و اسلام به شما احتیاج دارد.شما پادشاه شیعه هستید".وی بعد ازکودتا و بازگشت شاه به ایران به او تلگرافی فرستاد و ورود او راخیر مقدم گفت. یا بعد از سقوط هواپیمای برادر شاه (علیرضا که هواپیمایش بعد از ۲۸ مرداد در شمال سقوط کرد) آیت الله بروجردی به شاه توصیه کردند:"چون شما متعلق به شیعه هستید , برای حفظ تشیع در مسافرت از سوار شدن بر هواپیما خودداری کنید.مبادا جانتان به خطر بیافتد".(2)

دسته دوم روحانیون مبارزی بودند که تا آخرین لحظه با مصدق ایستادند و حتی بعد از کودتا هم پشت او را خالی نکردند. آیت الله سید رضا زنجانی؛ ایت الله طالقانی؛ ایت الله محلاتی؛ سید جعفر غروی ... از این دسته بودند. ایت الله زنجانی نماد یک روحانی علوی بود. در جریان کودتا او به زندان افتاد ولی اندکی بعد ازاد گردید و نامه های مخفیانه دکتر فاطمی را از زندان به مصدق میرساند. مصدق در زمان نخست وزیری اش خواست که حساب و کتاب قسمتی از بودجه و خراج مملکت را به او بدهد ولی او قبول نکرد و در جواب گفت: می ترسم اگر در این کار قصوری رخ داد مردم انرا به پای مذهب بگذارند.(3)

و دسته اخر گروهی بودند که نه تنها شاه را ستایش می کردند که مصدق را هم می کوبیدند. نماینده شاخص انها آیت الله بهبهانی بود. آیت الله های دسته سوم دست به دست هم دادند تا دولت مصدق سرنگون شود. اینها طوری وانمود کردند که حزب توده می خواهد بر ملت سوار شود و کمونیسم را رواج دهد.خوب است در اینجا خاطره ای را که ایت الله طالقانی تعریف کرده است بشنویم."در منزل ایت الله بهبهانی که از علمای درباری بود تنی چند از نویسندگان هم نشسته بودند.نویسندگان با جوهر قرمز به امضای جعلی حزب توده برای تمام علما و ائمه جمعه کشور با پست نامه نوشتند که محتوای آن این بود:"ما بزودی شما را با شالهای سرتان بالای تیر های چراغ برق بدار خواهیم زد. امضا-حزب توده"
یکی از نویسندگان که با طالقانی اشنا بود برای ایشان می گوید:"انقدر نشستیم و نوشتیم که تا مدتها بعد از ۲۸ مرداد انگشت هایمان درد میکرد"(4)

و اما ایت الله کاشانی که راه هیچ کدام از این ۳ دسته را پیش نگرفت. ابتدا با نهضت پیش امد و سپس تدریجا از نهضت و اهدافش فاصله گرفت وبالاخره به نهضت پشت کرد..در اینجا نه میخواهیم نقش او را بی اهمییت جلوه دهیم که همگان می دانند که نقش او در بسیج مردمی در ۳۰ تیر پر ارزش است و نه می خواهیم اغراق را پیشه کنیم و وانمود کنیم که نقش او در قیام ۳۰ تیرحرف اول را زده و اگر او نبود قیام ۳۰ تیر هم نبود که همگان می دانند که نقش حزب زحمتکشان و توده و نیروی سوم در هماهنگی؛ بسیج و کشاندن مردم به خیابانها غیر قابل انکار است.

زندگی آیت الله کاشانی

سید ابوالقاسم کاشانی در سال ۱۲۶۰ شمسی در ایران یا بین النهرین متولد شد. بعد از گرفتن حکم اجتهاد به خاطر مخالفتش با اشغال بین النهرین توسط انگلیسی ها شهرت پیدا کرد. در جنگ جهانی اول در مبارزه علیه استعمار فعال بود و جایزه ای برای کسی که او را دستگیر کند در نظر گرفته شد. در سال ۱۲۹۹ موفق به فرار و ورود به تهران شد. در مبارزات ضد جمهوری خواهی به همراه آیت الله مدرس شرکت کرد(5) سپس وی به اتهام هواداری از آلمان در جنگ جهانی و همچنین دست داشتن در سو قصد به جان شاه دستگیر و در بهمن ماه ۱۳۲۷ به لبنان تبعید شد.

با آزاد تر شدن فضای جامعه و جنبش آزادیخواهان و جبهه ملی در اوایل سال ۱۳۲۹ به ایران بازگشت. در روز ورود او به ایران دکتر مصدق ملت را به استقبال از او دعوت کرد و شخصا به فرودگاه رفت. در روز ورود وی از فرودگاه تا محله او "پامنار" ۲۷ طاق نصرت بسته شد.(6) در روز ۳۰ تیر اعلام کرد که اگر لازم شود کفن پوش راه می افتد و مردم را به حضور در خیابان ها تشویق و تهییج کرد. او تا قبل از ۳۰ تیر به حق نقش خود را به عنوان یکی از دو رهبر جنبش ضد استعماری به خوبی ایفا کرد.

بعد از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ :

متاسفانه آیت الله کاشانی بعد از ۳۰ تیر گمان کرد که همه ی این تظاهرات میلیونی به خاطر اراده او بوده و کم کم غرور و نخوت در او ریشه دواند. دائما نامه می نوشت و می گفت این اقا را بردار ان اقا را بگذار و یا فلانی را عوض کن. مصدق در جواب او بطور خصوصی می گفت: توصیه این و آن را نفرمایید. در شان شما نیست و در جامعه هم انعکاس نامطلوب دارد و مورد سو استفاده قرار میگیرد. اگر نظرات اصولی دارید با دولت در میان بگذارید تا رفع مشکلات شود. اصلا گیریم که این مسائل درست بوده. اینها در درجه دوم اهمیت است. ایا شما در خط اساسی نهضت ملی انحرافی می بینید؟ اگر هست بگویید اصلاح کنم و اگر نکردم بگویید از کار ها کناره بگیر. و الا برای مسائل جزئی که نمی توانیم اختلاف داشته باشیم.(7)

امریکا و انگلیس هم غرور ایت الله را فهمیده بودند.
تایمز لندن مقاله ای درباره ی کاشانی نوشته بود و مجله خواندنیها (ارگان دربار) آنرا ترجمه کرده بود و کاریکاتوری از سر کاشانی روی تنه شیر چاپ کرده بود. در این مقاله امده بود که کاشانی انچنان شخصیتی است که یک اشاره او نه تنها ایران که خاورمیانه را به اعتصاب می کشد.چند بیت شعر هم زیر کاریکاتور امده بود.مصراع های اول این بود که استعمار چنین و چنان میکند و مصراع دوم بیت ها این بود:"شیر پامنار اگر بگذارد". این شماره مجله را به مقدار زیاد چاپ کرده بودند و مجله ها را کنار تشک حاج اقا گذاشته بودند و سیل جمعیتی که به دیدار حاج اقا می رفتند به دریافت یک نسخه مجله نائل میشدند و از زبان اقا می شنیدند که میگفت:"بیسواد.برو این مقاله رو بخون ببین چی نوشته"(8)

یکی از مذهبیون به پیش کاشانی رفته بود تا نگرانی خود را از اختلاف در نهضت بیان کند. کاشانی به او گفته بود:"نگران نباشید.تا من هستم هر چوبی را که جای مصدق بگذارم کار او را خواهد کرد"( 9)

پس از درخواست تمدید اختیارات؛ کاشانی به مبارزه علنی با مصدق پرداخت و ضمن مخالفت با تمدید قرارداد؛ آن را جاه طلبانه نامید. و مصدق را"پنهان در پشت نقاب تزویر و ازادیخواهی""مستبدی که میخواهد به دوران قبل از مشروطه برگردد" و "کسی که به خیال خداوندگاری افتاده است" خواند. او همچنین شاه را مرد تربیت شده عاقل نامید( مجله مصور روزنامه اطلاعات10 فروردین 32)

به محض اینکه تقاضای تمدید اختیارات به مجلس رسید کاشانی که از یکسو با دربار مشغول زد و بند بود و از سوی دیگر با هندرسون سر وسری داشت و در مخالفت با مصدق سر از پا نمیشناخت بر خلاف وظایف و اختیارات قانونی خود به مجلس نوشت:"تا موقعیکه من ریاست مجلس شورای ملی را بر عهده دارم اجازه طرح اینگونه لوایح را که مخالف قانون اساسی است در مجلس نمیدهم و صریحا قدغن میکنم که از طرح آن خودداری شود"(10)

مصدق پس از تصویب لوایح به ملت ایران گفت:"انان که به عظمت مبارزه نمی اندیشند چه شایسته و بجاست که مجالی باقی گذارند تا از این ورطه هولناک بگذریم و کار حریف حیله گر خود را به پایان رسانیم. آنوقت ممکن است برای جدال ها و مبارزه های کوچک فرصت پیدا شود.امروز مجادله با حکومتی که در تمامی جبهه ها با اجنبی مشغول زد و خورد است اگر دور از انصاف نباشد شایسته وطن پرستان و علاقه مندان به استقلال و حاکمیت مملکت نیست"(11)

کیهان در روز 29/1/31 نوشت"روز گذشته اقای لوئی هندرسون برای تسلیت به کاشانی به مناسبت فوت متعلقه ی وی و دادن نامه رئیس مجلس نمایندگان امریکا با ایت الله ملاقات کرد.این ملاقات 1.5 ساعت طول کشید".

حسین فاطمی نیز گفته بود:"کاشانی که در ابتدای نهضت با خدمات با ارزش به پیشرفت نهضت کمک کرد اواخر بیش از حد غرور و نخوت پیدا کرده بود بطوریکه مکرر میگفت"اگر من بخواهم ۱۳۶ وکیل ایران را انتخاب کنم همه مردم به انها که من بگویم رای خواهند داد"

بعد از کشته شدن سرلشگر وفادار افشار طوس مدارکی بدست امد که نشان می داد مظفر بقایی و زاهدی بدستور شاهپور غلامرضا در این ماجرا دست داشتند."زاهدی که متهم اصلی بود با موافقت کاشانی رئیس مجلس و بوسیله ی میر اشرافی به مجلس آورده شد و به بهانه نداشتن امنیت در انجا متحصن گردید و کاشانی از او بگرمی استقبال نمود و از مزاحمت هایی که تا کنون برای وی فراهم شده اظهار تاسف کرده و خدمات او به نهضت ملی را ستود"(کیهان 14/2/32)(12)

کاشانی در مجلس با زاهدی روبوسی کرد و به او گفت که تا هر وقت که میخواهد در مجلس باشد.همچنین به کارکنان مجلس دستور داد تا از این "مهمان عزیز" پذیرایی کنند.(13)

روزنامه شورش به مدیریت کریم پور شیرازی(14) در ۲۷ تیر ۳۲ با انتشار عکسی از کاشانی در میان اوباشی چون شعبون بی مخ و رمضان یخی خبر از پنهان شدن زاهدی در منزل کاشانی داد.

بعد از کودتای نافرجام ۲۵ مرداد و در شب ۲۷ مرداد کاشانی نامه ای به مصدق فرستاد و پس از گله از مصدق به خاطر رفتار با خود از او می خواهد دست به دست دهد تا کودتا را خنثی کند گرچه معلوم نیست منظورش کدام کودتاست. جواب مصدق به وی این گونه بود : "اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام"

"درباره ی اعتبار نامه ها با آنکه بسیار روی آن جدل شده است ولی از روی نحوه دستخط و نحوه نگارش آنان جای هیچ گونه شکی باقی نمی ماند که نامه معتبر است. از طرف دیگر این استدلال هم پذیرفتنی نیست که این نامه ها کاشانی را از هر گونه دخالت در کودتا مبری میکنند و سندی بر بلاهت مصدق در عدم توجه به توصیه او هستند .در روز ۲۷ مرداد کودتای دو روز پیش نا فرجام مانده بود و اگر کودتای ۲۸ مرداد بوده پس بعید است درباره ی کودتای قریب الوقوعی نامه بنویسد .(ن.ک پاراگراف بالا و مطلب روزنامه ی شورش).

بعد از کودتا

روزولت در روز کودتا 390000 دلار بین دار و دسته ی شعبون بی مخ پخش کرد. آنچنان که در عصر روز کودتا واحد پول تهران از تومان به دلار تغییر پیدا کرده بود.ت ا جاییکه این اشرار پول تاکسی را هم به دلار میپرداختند.(16)

آنچه که مسلم است اینست که روزولت مقدار 10000 دلار در پاکت گذاشته و داده است تا از طریق احمد آرامش به دست کاشانی برسد . ولی اینکه ایا این پول به دست کاشانی رسیده است یا نه .میتوان این شواهد را جدی گرفت ولی قضیه هنوز قاطع و مسلم نیست.(17)

کاشانی طی اعلامیه ای که از رادیو تهران پخش شد به دولت زاهدی اخطار داد که مبادا بر سر نفت سازش پنهانی کند.البته در پایان اعلامیه اش گفت که زاهدی خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده است(18)

مهندس حسیبی که از یاران مصدق بود گفت:"هندرسون قبل از اینکه روز 27 مرداد به خانه ی مصدق بیاید خانه ی کاشانی بوده است.(19)

کاشانی همچنین در مصاحبه باروزنامه ی المصری گفت:"من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم. هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت می کنم. تا این لحظه راجع به کار او نمی توان قضاوت کرد.(20)

کیهان در روز ۹ مهر ۳۲ می نویسد:" از ابتدای روی کار آمدن دولت جدید اقای سپهبد زاهدی تصمیم گرفته اند هر ۱۵ روز با آیت الله کاشانی دیدار نمایند. دیروز ظهر این ملاقات در منزل شخص ثالثی انجام پذیرفت و کاشانی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه(21)

کاشانی در جواب روزنامه ی المصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:"خداوند عادل است و انچه امروز بر مصدق گذشته است نتیجه ی عدل خداوندی است.(22)
وی همچنین در مصاحبه با اخبار الیوم گفت:"این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بوده است.تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد زنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.(23)

سرانجام در ۲ دی ۱۳۴۰ دکتر امینی نخست وزیر به ملاقات وی رفت و شاه هم در ۱۸ اسفند از او عیادت کرد و آیت الله کاشانی در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ فوت گردید.

پاورقی ها

1-اشاره به سخنرانی سید محمود کاشانی(پسر ایت الله کاشانی و کاندیدای ریاست جمهوری سال80) تحت عنوان « ائتلاف و اتحاد مصدق و حزب توده اتحادی شوم برای مردم ایران بود؛» و در تاریخ 30 مرداد 1383 از طریق سایت "خبرگزاری کار ایران" ( ایلنا )" وی همچنین مصدق و جبهه ملی را در جریان ملی شدن صنعت نفت دخیل نداست و صرفاً روحانیان را آغازگر این مسیر نامید".
2-ن.ک به مصدق و تاریخ.نوشته بهرام افراسیابی .صفحه282.تحلیلی بر نهضت ملی از صفحه 257 تا 339 به قلم طاهر احمد زاده. وی سالهای زیادی از عمرش را در راه مبارزه علیه استبداد پشت میله های زندان گذرانیده است و از دوستان استاد محمد تقی شریعتی و دکتر علی شریعتی و از مبارزان جبهه ملی بوده اند.
3-ن.ک به رودخانه خروشان عشق نوشته محمود حکیمی
4-ن.ک به طالقانی و تاریخ.سعید دهقان و بهرام افراسیابی.صفحه 282
5-مدتی بعد حائری زاده و کاشانی به مجلس موسسان رفتند و به انقراض قاجار رای دادند.ایت الله زنجانی در خاطراتش میگوید به یاد دارد روزی که کاشانی بر له شاه و بر ضد مدرس میتینگ داد.
6-ن.ک مصدق و تاریخ307
7-همان336
8-همان333
9-همان334. از دوستان طاهر احمد زاده
10-کیهان شماره2904-28/10/31
11-کیهان-4/11/31
12-گذشته چراغ راه اینده است نشر از جامی
13-مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران((
musaddiq and the struggle for power in iran نوشته محمد علی همایون کاتوزیان ترجمه فرزانه طاهری.صفحه 212
14-کریمپور شیرازی روزنامه نگار و شاعر ازاده وطن که در وفاداری به مصدق جان خویش را از دست داد. او را بعد از ۲۸ مرداد دستگیر کردند.چرا که چنان به شاه حمله کرد و او رارسوا ساخت که شاه حتی اجازه نداد او را بطور کامل محاکمه کنند.یکی دو جلسه بیشتر از دادگاهی که اورااز قبل محکوم به اعدام کرده بود نگذشته بود که درباریان انتقان زخم هایی را که ازقلم این روزنامه نگار خورده بودند جبران کردند و در حیاط زندان زرهی بر رویش نفت ریختند و زنده اتشش زدند.وی پس از رسیدن به بیمارستان به علت شدت سوختگی جان باخت.
15 مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران نوشته محمد علی همایون کاتوزیان صفحه 214
16-مقدار پول از کتاب خاطرات و تالمات محمد مصدق به قلم خودش و بخش بعدی جمله از کتاب گذشته چراغ راه اینده است صفحه 650 است.
17-ن.ک به مقاله"
the 1953coup d' etat in iran" این مقاله را غلامرضا نجاتی به فارسی ترجمه کرده و به عنوان ضمیمه کتاب جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران منتشر کرده است.همچنین ن.ک به کتاب کودتا در کودتا نوشته کرمیت روزولت
18- کیهان 11 ابان 32
19-ن.ک به رودخانه خروشان عشق صفحه 155
20-کیهان 17 شهریور 1332
21-کیهان 17 شهریور 32
22-ن.ک جلد 3 از کتاب مکتوبات و پیام های ایت الله کاشانی
23-همان

پویا .ک :: pooyacom@yahoo.com

site promotionPage printed from:
http://www.sharghian.com/magazine/archive/005420.html 

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)